دارم فکر می کنم که قبل تر ها همش دوست داشتم دیده بشم و با آدمای شناخته شده و معروف دوست باشم، حالا الان هنوز دوست دارم دیده شدن رو ولی ترجیح می دم طرف آدما نرم، حالا هر چقدر هم این حس گذرا و مقطعی باشه، ضررش از منفعتش بیشتره و هر روز بیشتر و بیشتر فرو می رم و دیوارا بلندتر می شن، اون قدر که دیگه خودم هم سختم می شه از پله ها برم بالا و از بالای دیوارا بقیه رو حتی ببینم!
باید یه فکری کرد به حال این بدبینی و بی حالی ابلهانه!